سه شنبه 31 تیر1393

به نام خدا - خداحافظ ايرنا و ايرنايي ها - داود اسماعیلی

جهان با شکوه است و زندگی سرشار از زیبایی است. اما اهريمنان كه جهان را نا امن مي خواهند و انسان را ذليل و از پا افتاده، در هر گوشه جهان - فلسطين و عراق و ... -، آتش به هستي انسان ها كشيده اند و غوغاگرانشان - رسانه ها -، خبر را با گرد و غباري بر چهره واقعيت مي فروشند... اما گرد وغبار هرگز نتوانسته و نمي تواند براي هميشه چهره واقعيت را بپوشاند و واقعیت، بی اعتنا به دست اندازی ها، در اعماق جاري است و براي هميشه چهره مستور نخواهد داشت.  

در اين سال هاي طولاني عمر كه لحظه اي بيش در تاريخ نيست، و در اين سال هايي كه در ايرنا و با ايرنا زيسته ام، چه بسيار كسان، هموار و ناهموار، آمده اند و رفته اند و بسياريشان -با صداقت ها- به هنگام رفتن، نه آني بوده اند كه به گاه آمدن بوده اند! زيرا ايرنا، معبر واقعيت ها است و جريان سرسخت و خروشان واقعيت، سختي توهم را نرم مي كند و ناهمواري هاي نگرش را مي زدايد و جان را صيقل مي دهد. و البته بسيار خوشبخت بوده ام و سپاسگزار هستم كه خود نيز بخشي از اين دگرگوني خوشايند و شاهد پيروزي واقعيت بوده ام. و اين همه را معجزه خبر ممكن كرده است.

 اما جوانان! شما جوانان كه قدم در راه پر مخاطره خبر گذاشته ايد! شانه هاي ما آماده پذيرش پاهاي شماست. پا بر شانه هاي ما بگذاريد و بالا برويد. بزرگتر، موفق تر و سربلندتر از ما باشيد. پيروزي ما، در بزرگي، موفقيت و سربلندي شماست. نگذاريد ما شكست خورده و سرافكنده شويم.

 در سي و يك سال خدمت در ايرنا، با هم اميد را فروزان نگاه داشتيم. موفقيت هاي بسيار داشتيم و دوران هاي دشوار حرفه اي را هم تاب آورديم. فراز و فرودهاي بسيار را سپري كرده ايم و چه بسا شما اين همه را همچنان در پيش رو داشته باشيد.

 اما من كه اكنون در پايان راه هستم، خود را به خاطر سال هاي زندگي حرفه اي در كنار دوستان و همراهان، خوش شانس و خوشبخت مي يابم و خانه خود را، همراهان و همکاران را با آرزوی سعادت و سربلندی براي همه و آباداني خانه مان، شادکامانه ترک می کنم.

 دوستان! خبر، خبر در انتظار شماست. مرا و ما را بي خبر نگذاريد.

خاك پاي جان هاي آزاد: داود اسماعيلي 31/04/93

 

 

نوشته شده توسط ایرنا در 15:4 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 25 تیر1393

اندر حکایت ماهی شوریده و سردبیر ژولیده - ناصر انصافی مقدم

«بهرام حسن زاده» دوست و رفیق قدیمی، گشاده رو، خوش اخلاق و با صفای من چند وقتی بود که از بنده به عنوان یکی از افراد سابقه دار (البته سابقه دار نه به معنی آدم مجرم و زندان رفته و زندان خوابیده با بدن خالکوبی شده و به عبارت دیگر آدم شرور، خلافکار و تبهکار و از این قبیل واژه های نامانوس با کار فرهنگی و خبری،‌ بلکه داشتن سابقه در عرصه کار خبری و رسانه ای)‌ و مثلا پیشکسوت در عرصه خبر سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) خواسته بود که خاطره و یا خاطراتی از دوران بیش از 30 سال خدمت و سابقه خود در ایرنا را برای انتشار در کتابی به مناسبت هشتادمین سال تاسیس خبرگزاری جمهوری اسلامی، به رشته تحریر درآورده و به اصطلاح آن را قلمی کنم!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 10:3 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 3 تیر1393

خبرنگاران ایرنا در فاو - والفجر 8 فاو 25/11/64

از چپ به راست  ۱ - منعم - ۲- ......- ۳- محمد فاضلی - ۴ -اصغر مومنی - ۵ -  مهدی عباسی ۶ - ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 16:17 |  لینک ثابت   • 

جمعه 9 خرداد1393

رخت خبر - غلامرضا مالک زاده

 ارابه ای رانده می شود که بار این ارابه، واژگان است. از درون آن، انواع واژه ها به بیرون پرتاب می شود که برخی از رسانه ها نگاهی سرسری به چند واژه خاص می اندازند و بعد این واژگان را دور می افکنند ولی برخی رسانه ها  این واژگان خاص را بر پهنه ذهن خود و خبرهایشان می نشانند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 10:46 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 5 خرداد1393

دود چراغ روزنامه نگاری/ به بهانه انتشار یک کتاب - کتایون لامع زاده

تهران - ایرنا - یکی از کارهای نیمه تمام من در همه این سال ها ، ورزش دادن به مغزم بود، ولی هر وقت خواستم به کارش بگیرم در بزنگاه ها منصرف می شدم و به او استراحت می دادم. به همین خاطر هم تقریبا هیچ کدام از خبرهایی که می نوشتم « تیتر» نداشت.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 9:41 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 5 خرداد1393

آخرين روز هاي يك ديكتاتور - محمد رضا باقری

                                                
من بار ها خبر روساي جمهور و يا مقام هاي بلند پايه كشورهاي مختلف را براي ايرنا تهيه و تنظيم كرده و  اين نوع ديدار ها  برايم عادي بود.

آنها معمولا در سالني مي نشستند و تبسمي بر لب داشتند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 9:7 |  لینک ثابت   • 

جمعه 26 اردیبهشت1393

دکتر حمید رضا تاجدینی، چهره ماندگار ايرنا Hamid Reza Tajedini

دكتر حميد رضا تاجديني  ۴ شنبه گذشته در ميان ناباوري خانواده محترم و دوستان و همكاران، دار فاني را وداع گفت و دوستان و عزيران خود را تنها گذاشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 11:54 |  لینک ثابت   • 

جمعه 26 اردیبهشت1393

درگذشت محمد باقر ولی بیگ

متاسفانه در جریان مراسم یادبود دکتر حمید رضا تاج الدینی، از خبر درگذشت محمد باقر ولي بيگ همكار قديمي ايرنا نيز مطلع شديم.

ايشان در بخش ه بين الملل ايرنا فعاليت مي كردند و تا پايان دوره مدير عاملي دكتر خرازي و حسين نصيري به عنوان نماينده ايرنا در دفتر توكيو حضور داشتند.

مرحوم ولي بيگ در لندن و در اثر بيماري روز ۵ شنبه  ۲۵ ارديبهشت به ديار باقي شتافتند و قرار است بر اساس وصيعت ، زنده ياد به كشور بازگردانده و در اصفهان به خاك سپرده شوند.

روحش شاد

نوشته شده توسط ایرنا در 11:18 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 24 اردیبهشت1393

فوت حمید رضا تاج الدینی همکار قدیمی

انا لله و انا اليه راجعون

با کمال تاسف همکار سابق حمید رضا تاج الدینی به حق تعالی پیوست.

ایشان در دوران مدیر عاملی دکتر خرازی و حسین نصیری مسئول روابط بین الملل سازمان بودند که بعدا در سازمان ها و نهاد های مختلف به خدمت خود ادامه دادند.

مراسم ختم مرحوم فردا ۵ شنبه ۲۵ اردیبهشت از ساعت ۱۶.۳۰ تا ۱۸ در مسجد رسول میدان کاج سعادت آباد برگزار می شود.

 

 

نوشته شده توسط ایرنا در 15:11 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 7 اردیبهشت1393

همکاری قدیمی از نسل خبرگزاری پارس

  2. عضو تحريريه خبرگزاري پارس (ايرنا) از مهر 1328 تا 1355 (خبرنگاري، ترجمه اخبار، سردبيري اخبار خارجي و مفسر رويدادهاي خارجي)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 18:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 27 فروردین1393

یادی از مظلوم، خبرنگار قدیمی گروه ورزشی ایرنا - ناصر انصافی مقدم

تهران - از دست رفتن هر دوست و یاری، خاطرات فراموش نشده را در ذهن متبادر می کند و البته خاطرات فراموش شده سال های دور هم در هجومی ناگهانی، به یک باره جان می گیرد و پیش چشم به نمایش در می آید.

  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 13:6 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 17 فروردین1393

 

تصویری از مرحوم محمد باقر احمدی خبرنگار و مسئول وقت ایرنا استان کرمانشاه در دوران جنگ

نوشته شده توسط ایرنا در 10:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 فروردین1393

محمدباقر احمدی پیشکسوت ایرنا به دیار باقی شتافت

ایرنا یی ها ضمن عرض تسلیت به خانواده و بازماندگان محترم و همچنین همکاران ، از اینکه موفق به ثبت خاطرات ایشان قبل از این واقعه تاسف بار نشد متاسف است.

وبلاگ ایرنایی ها (خاطرات و خطرات خبرنگاران ایرنا) از همکار محترم آقای سامان (رضا) رحمتیان خبرنگار گروه فرهنگی درخواست کرده بود در سفر نوروزی به کرمانشاه با ایشان ملاقات و خاطراتی را برای ایرنایی ها ثبت کند.
پدر مرحوم آقای رحمتیان (روحش شاد) نیز از همکارانی بودند که در کنار آقای احمدی برای سالیان سال  چه در دوران جنگ و چه بعد از آن زحمات بسیاریی برای ایرنا کشیدند..خدا رحمت کند ایشان و سایر همکارانی که به دیار باقی شتافتند.......
در هر صورت آقای رحمتیان قصد دارد به تلاش خود و صحبت با خانواده وی ادامه دهد تا انشالله خاطراتی از مرحوم احمدی داشته باشیم.
البته خاطرات بسیار زیادی از آقای احمدی در اختیار داریم. آقای احمدی در دوران جنگ از خبرنگارانی بود که همه او را می شناختند و ذکر خاطرات ایشان به خصوص در دوران آقای حمید هوشنگی معاون وقت خبر و همچنین دوران معاونت مرحوم آقای احمد بورقانی ، محفل ما را پر می کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 16:44 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 3 فروردین1393

چاپ كتاب خاطرات و خطرات خبرنگاران ايرنا در دستور كار

بازنویسی خاطرات جمع آوری شده همکاران برای چاپ در قالب کتاب آغاز و انشالله تا تابستان ۹۳ منتشر و  در بازار کتاب توزیع خواهد شد.

از تمامی همکاران درخواست می شود حداکثر تا پایان اردیبهشت ماه بیوگرافی و تصاویر (عمدتا تصاویر خبری) خود را به نشانی bahramhassan@gmail.com ارسال نمايند.

همكاراني كه تمايل دارند خاطرات ديگري از خود را در اين كتاب داشته باشند نيز مي توانند تا قبل از ارديبهشت نوشته هاي خود را ارسال نمايند.مطالبي كه بعد از اين زمان ارسال شود انشالله در جلد دوم كتاب چاپ خواهد شد.

سپاسگزار خواهد بود نظرات و پيشنهادات خود را نيز در مورد اين كتاب اعلام نماييد.

با سپاس و درود

ايرنايي ها

نوشته شده توسط ایرنا در 11:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 3 فروردین1393

خبرنگار ایرنا و مشکل "سئوالات فرمایشی"

در زمان جنگ اول خلیج فارس ، یک شب برای پوشش سفر وزیر مشاور در امور خارجی سوریه به ایران،  به فرودگاه مهر آباد  رفتم .

معاون وقت وزیر خارجه برای استقبال از مقام سوری به فرودگاه آمده بود. جناب آقای معاون وقتی متوجه حضور من شد،  با تکبر من را صدا زد و خواست تا سئوالهایم را ابتدا با او چک کنم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرنا در 11:52 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر