یکشنبه 27 بهمن1387
ماجرای من و خانم رییسیان! - حسن جعفری سهامیه
|
می خوام یه ماجرای نسبتا قدیمی که برا خودم هیچوقت کهنه نمی شه رو براتون تعریف کنم... ماجرای من و خانم رییسیان! اما اگه طالب دونستن اش هستین... باید یه مقدمه کوچولو رو بخونید... تا به قول امروزی ها اهمیت راهبردی این ماجرا براتون جا بیفته!! |
ادامه مطلب
پنجشنبه 24 بهمن1387
بورقانی در آمریکا زير نظر ماموران اف بي آي زيست - عیسی سحرخیز
در مقطعی که آقای مصباح یزدی يكي ازمسافرت هاي متعدد خود را به آمریکا انجام مي داد، سفرش همزمان شده بود با برگزاری مراسم جشن "هالوین" كه كارونال هاي تماشايي در شهرها به راه مي افتد. در این مراسم مردم لباسهایی غیر عادی و عجييب غريب به تن مي كنند يا از لباس هاي كاركترها و افراد مشهور استفاده می کنند، نمي دانم كه چرا آقای مصباح نیز اصرار داشتند که در این مراسم كه عمدتا جوانان يا جهانگردان خارجي شرکت مي کنند يا به تماشايش مي روند حضور داشته باشد. آقای بورقانی و دوستان ديگري به ایشان می گویند در اين شب ديگر نيازي نيست كه نگران لباس روحانيت باشيد، چون خیلی ها از عبا و عمامه استفاده مي كنند و شما حضورتان چندان به چشم نمي آيد. ایشان توصيه دوستان را نمی پذیرد و لباس روحانيت را كنار گذارده و با کت و شلوار در آن مراسم حضور پیدا می کنند و در فضايي خاص به تماشاي مردم و لباس هاي عجيب و غريب آنان مي نشينند.
ادامه مطلب
یکشنبه 20 بهمن1387
بیانات گوهر بار وزیر لات -- مسعود نوری
ادامه مطلب
شنبه 19 بهمن1387
مدیر عامل را آهن و پیشنهاد خرید کفش ترمز قطار از کفش ملی - مسعود نوری
این جابجایی ناگهانی مسئولان، در بسیاری از امور وقفه و رکود بوجود آورد و خسارت هایی برای کشور داشت که در آن دوران و بخاطر شرایط انقلاب قابل توجیه بود اما با گذشت سه دهه از عمر انقلاب این .... نوری
ادامه مطلب
جمعه 18 بهمن1387
بورقاني لوطي بود - علي اکبر قاضي زاده
از بورقاني چه مي توانم بنويسم؟ چه بنويسم که نگويند هميشه همينه، تا دست کسي از دنيا کوتاه ميشه همه از اين حرفا مي نويسن؟ چه بنويسم که اندکي از رسم تکريم رفتگان؛ همه رفتگان فاصله گرفته باشم؟
احمد که رفت، خيلي زود نشستم تا از او چيزي بنويسم. با آن خنده پاک هميشگي، مي ديدمش که کنار من نشسته و هر کلمه ام را باز مي خواند. نمي توانستم. نمي شد. ديدم هرچه بنويسم، همان چيز را نوشته ام که همه مي نويسند.
ادامه مطلب
جمعه 18 بهمن1387
پاتوق دارى، برشى از زندگى - احمد بورقانى
در نزديكي دانشگاه ژنو، در بخش قديمي شهر كه مي گويند قدمتي بيش از هفتصد سال دارد، در زاويه دنج كافه ایي كه مدرن و سرپاست، ميز چوبي گرد و كهنه ایی قرار دارد كه هر تاز ه واردي به محض آن كه پا در كافه مي نهد به آن چشم مي دوزد.
ميز با اسباب و وسايل نو و پاكيزه كافه همخواني ندارد و طبيعي است كه مشتري نوپا در جستجوي پاسخ پرسشي برآيد كه در ذهن اش شكل گرفته است.
ادامه مطلب
یکشنبه 13 بهمن1387
قصه احمد بورقانی در خبرگزاری - حميد هوشنگي
ادامه مطلب
شنبه 12 بهمن1387
روزنامه نگار باقي ماند
وحيديه در آن سال ها خارج از محدوده تهران قرار داشت و از کمترين امکانات عادي شهري بي بهره بود. نه منطقه خيابان بندي شده بود و نه از تلفن و برق و آب لوله کشي شده خبري بود.
ادامه مطلب
شنبه 12 بهمن1387
آماده رفتن بود - کمال خرازی
از انسان سه چیز به یادگار می ماند: فرزند صالح ، نام نيك و خاطرات خوش و اين هر سه را احمد داشت.
ابتداي انقلاب در زمان رياست آقاي قطب زاده ، شش ماه در صدا و سيما بودم. اختلاف پيدا كرديم و بيرون آمدم و به وزارت خارجه رفتم. پيشنهاد شد كه به خبرگزاري جمهوري اسلامي بروم.
ادامه مطلب
شنبه 12 بهمن1387
از اعتراف به اشتباه نهراسيم - احمد بورقاني
استاد رضا اصفهاني را سوار کرديم و زديم به سمت پس قلعه. مرحوم آقا رضا همان کت و شلوار ساده مندرس طوسي با پيراهن سفيد يقه بسته را براي آمدن به کوهستان پوشيده بود که در پارلمان بر تن مي کرد و با شجاعتي بي روي و ريا بر مال اندوزان مي تاخت و سخن خداوند را فرا ياد مي آورد. ادامه مطلب
جمعه 11 بهمن1387
بورقانی و مشکل من با بهمن ! - نیلوفر ظفر اردلان
نپرسید چه روزی؟ از چه سالی؟ زیرا دیگر ذهنم برای یادآوری دقیق گذشته ها یاری ام نمی دهد. فقط می دانم سال های پر تلاشی بود که کار خبر و کار در خبرگزاری برای همه ما اهمیت ویژه ای (به خاطر شرایط جنگ) داشت.
مدتی بود که مرحوم احمد بورقانی (حدود سال 1364) مدیر خبر خبرگزاری شده بود و این انتصاب برای همه ما محیطی سرشار از صفا و صمیمیت به وجود آورده بود.
ادامه مطلب
چهارشنبه 9 بهمن1387
کار خبری در کشاکش جنگ - اکبر قاضی زاده
یکی، ادعا داشت:" هرکس در سرزمین، در حال جنگ زندگی کرده، برای تمام عمر جنگزده است." حرف است دیگر.
غیر از رادیو وتلویزیون، در آن زمان اطلاعات بود و کیهان و جمهوری اسلامی و رسالت؛ همه هم- در مورد خبر و گزارش و تحلیل و. . .- چشم به تلکس خبرگزاری ایرنا داشتند.
تمرکز در کار اطلاعرسانی در زمان جنگ هم نه اختراع ماست و نه ما چیزی به آن افزودیم. در تمام کشورهای در حال جنگ اجازهً اثر گذاری آزاد بر افکار عمومی را نمیدهند.
ادامه مطلب
سه شنبه 8 بهمن1387
گزارش اعتماد ملی از وبلاگ ایرنایی ها
ادامه مطلب
سه شنبه 8 بهمن1387
حکایت مدیران آنتاگونیست در ایرنا - کتایون لامع زاده
اگر در داستان "مديران ايرنا" ، " احمد بورقاني" نقش قهرمان يا "پروتاگونيست" را دارد، اما بي شك مي توان در ميان سطور اين داستان ، ضد قهرمان يا " آنتاگونيست" هاي بيشماري را يافت.
در اين روزها كه از بورقاني نوشتن تبديل به يك ژست شده، حتي براي آنها كه از بيم گزند باد و باران در دو، سه سال اخير از او فاصله گرفته بودند، مي خواهم حكايت يكي از آنتاگونيست هاي داستان مديران ايرنا را بگويم.
ادامه مطلب
سه شنبه 8 بهمن1387
بايد بريم - مسعود سفيري
ادامه مطلب

